.
بارها گفته بود که مثل گربه است ! بارها این رو حس کرده بودی ولی هیچ وقت اهمیت ندادی. آخرش وضعیت بهت فهموند که اگه بذاری یه گربه بره، با وجود عشقی که بهت داره، دیگه برنمی گرده...
.
بد ترین عادت دنیا، عشق بازی با خاطراته.
.
آستانه ام اومده پایین. با کشمشی گرمی و با غوره ای سردی می کنم.
.
فکر نمی کنم عمرم کفاف بده که این همه زخم التیام پیدا کنه.
.
بهترین آدم دنیا هم که باشی، به خاطر ترسو بودنت محکوم به تنها موندنی.
.
سسسسسسسس!
تا وقتی سکوت کنی، می تونی زنده بمونی ! پس خفه شو و آروم بشین!
.
همینه که هست!
می تونی از این شرایط گند عصبی بشی ، می تونی دنبال یه شادی کوچیک بگردی. انتخاب با خودته. آخر زندگی همه ی آدما عین همه.
